تاثیرات محکومیت زندان بر خانواده ها و کودکان زندانیان

تاثیرات محکومیت زندان بر خانواده ها و کودکان زندانیان
(( محمد کریم سخنگو زندان مرکزی یاسوج ))

مدتهای مدیدی است که عمده محققین اقدام به کنکاش درخصوص تاثیرات فراوان محکومیت زندان نموده اند.
عمده ترین و پررنگ ترین پی آمدهای ناشی از محکومیت زندان عبارتند از : انحلال و از هم گسیختگی جوامع، کاهش فرصتهای شغلی برای زندانیانی که از زندانها ترخیص می شوند، انحراف مسیر سرمایه ها درخصوص مدارس و دانشگاهها و نیز بار مسئولیت های مالی و روانی بر دوش خانواده ها.
خانواده ها از تاثیر و نفوذ قابل توجهی بر بسیاری از جنبه های زندگی زندانیان برخوردار هستند.
خانواده و بی ثباتی مراقبتی از طرف والدین باعث پیش بینی بسیاری از رفتارهای جنائی در طول زندگی تلقی می شوند.
فقدان روابط زندانیان با خارج از محیط زندان بعنوان دردناکترین جنبه حبس برای آنان تلقی می گردد.
روابط خانوادگی با نرخهای کمتر خودزنی مجرم همراه است ( زندانی مادامیکه در حبس بسر می برد چنانچه با خانواده خود ارتباط داشته باشد کمتر بخودزنی می پردازد) لذا نرخهای خود زنی در این رابطه کمتر هستند.
خانواده ها یکی از مهمترین عواملی هستند که بر بازپروزی زندانیان پس از خروج از زندان تاثیر بسزائی بجای می گذارند.
متاسفانه درمورد خانواده های زندانیان تحقیقات و کنکاش های چندانی بعمل نیامده است.
بطور کلی درخصوص تاثیرات محکومیت به زندان بر خانواده ها و کودکان زندانیان بررسی های نسبتا کمی در تحقیقات دانشگاهی، آمارهای زندان، سیاست اجتماعی و پوشش رسانه ای اعمال شده است.
بااین وجود، ما می توانیم از سوابق زندانیان چنین استنباط کنیم که خانواده های آنان از یک نرخ آسیب پذیری بالایی برخوردار هستند.

لذا تحقیقات محدود چنین اشاره می کند که محکومیت به زندان می تواند پی آمدها و عواقب ویران کننده ای برای والدین و کودکان دربر داشته باشد.
بهمین صورت، موضوعات قانونی و بیطرفی ممکن است از اهمیت یکسان درطول زمانیکه زندانی در خارج از زندان و داخل زندان محبوس می باشد برخوردار بوده و حائز اهمیت باشد.
همانگونه که ” راجر شاو” تقریبا ۲۰ سال پیش اشاره نمود، ” چنانچه ما توجهی به تاثیرات محکومیت زندان بر کودکان نداشته باشیم، احتمالا با تنبیه و مجازات قربانیان بیگناه مواجه خواهیم شد و در مورد گروه هایی که شدیدا پرخطر هستند مسامحه خواهیم کرد و ممکن است باعث وقوع جرم در میان نسل های آتی بشویم “.
این فصل از کتاب تحقیقی را در مورد تاثیرات محکومیت زندان بر والدین زندانیان انجام می دهد و بیشتر بعنوان یک مبحث گسترده تر تاثیرات محیط حبس بر کودکان زندانیان را مورد بررسی و کنکاش قرار می دهد.
در این قبیل مباحث شواهد و قرائن از مطالعات مقطعی و با استفاده از نمونه های مصلحتی و بدون معیارهای استاندارد شده، روش مثلثی منابع و ماخذ یا کنترل های مناسب سرچشمه می گیرد.
لذا، صرفا فرضیه های محتاط را می توان درباره تاثیرات ویژه محکومیت زندان بر خانواده ها و کودکان مطرح و پیشنهاد نمود.
یک نمونه کلی درمورد تاثیرات و نفوذ های محکومیت زندان بر اصلاح و تربیت کودکان و سازگاری آنان در طول تحمل حبس والدین شان مطرح و پیشنهاد می گردد.
عوامل توضیحی و تشریحی از طریق اینکه آیا دارای تاثیرات گزینشی هستند یا مستقیما در تاثیرات دخالت نموده و آنها را تعدیل می کنند مورد تفکیک قرار می گیرند.
برای آزمایش و محک زدن تاثیرات فرضیه های مشخص شده در این فصل، ما نیاز به میزان گسترده ای از مطالعات درخصوص کودکان زندانیان با معیارهای موثق و معتبر و نیز کنترل های مقتضی خواهیم داشت.
عوامل رهاسازی که بر عواقب کودکان زندانیان تاثیر می گذارد برای رشد درک و فهم ما از تاثیرات زندان و اجراء موثر سیاست های اجتماعی جهت حمایت از این جمعیت آسیب پذیر بسیار تعیین کننده می باشند.

قربانیان پنهان شده
درخصوص ارزیابی دقیق و صحیح درمورد والدین محکوم به زندان یا فرزندان والدین محبوس در زندانهای انگلستان آمار و ارقامی در دست نیست .
آخرین تحقیق ملی درمورد زندان در کشورهای انگلستان و ولز گزارش می دهد که ۴۷% از زندانیان نسوان و ۳۲% زندانیان مرد قبل از محکومیت به زندان دارای فرزند بودند.
بااین وجود، اطلاعاتی درباره والدین بودن بویژه در این تحقیق جمع آوری نشده است.
برعکس، در آمریکا، از سال ۱۹۷۴ هر ۵ سال یکبار تحقیقاتی درمورد زندانیان انجام و اطلاعات جامعی درباره فرزندان آنان گردآوری شده است.
فردی بنام ” مامولا ” پس از انجام یک تحقیق در سال ۲۰۰۰ به این نتیجه رسید که حدود یک و نیم میلیون کودک که والدین شان در زندانها بسر می برند در سال ۱۹۹۹ در آمریکا وجود داشت که این رقم بیش از نیم میلیون در سال ۱۹۹۱ بوده است.
۹۹% از آن کودکان پدرانشان در زندانها بودند.
بطور نامتناسب در مقایسه با ۸/۰% کودکان سفید پوست محکومیت زندان والدین تاثیری را بر کوکان سیاه پوست (۷%)، کودکان اسپانیولی (۶/۲%) بجای می گذارد.
اینکه تا چه میزان کودکان محکومیت زندان والدین خود را تجربه نموده اند مشخص نمی باشد زیرا اطلاعات کمتری درباره میزان بروز محکومیت والدین از آنچه که درخصوص رواج آن انجام یافته موجود است.
اگرچه خزانه داری انگلستان ابراز نمود که هر سال کودکان درحال حاضر محکومیت زندان والدین خود را تجربه می کنند ( خزانه داری سلطنتی انگلستان در سال ۲۰۰۳)، واضح و مبرهن نیست که این شواهد و قرائن بر چه اساس و پایه ای استوار می باشند.
آخرین تحقیقات جامع درمورد شواهد و قرائن دال بر محکومیت زندان والدین در کشورهای انگلستان و ولز در سال ۱۹۸۴ برای پدران ( توسط ” شاو” در سال ۱۹۸۷) و در سال ۱۹۶۷ برای مادران ( توسط ” گیبز ” درسال ۱۹۷۱) انجام شده است .
علی رغم سرو صداهای فراوان از طرف گروه فشار در انگلستان، هیچ کسی بطور منظم وضعیت والدین زندانیان در این کشور را کنترل نمی کند، ممکن است ظاهرا میلیون ها کودک بی هویت محکومیت زندان والدین خود را تجربه کنند.
تاثیرات محکومیت زندان بر همسران
محکومیت یکی از والدین می تواند از نظر احساساتی ویران کننده و عملا تضعیف کننده جلوه نماید .
فقدان درآمد، انزوا و کناره گیری اجتماعی، مشکلات حفظ برقراری ارتباط ، تباهی و زوال در ارتباطات و روابط و بار مسئولیت بیش از حد مراقبت از کودکان می توانند حس هدر رفتگی و ناامیدی را برای همسران زندانیان بهمراه داشته باشند.
متاسفانه تقریبا درمورد خانواده های زندانیان با رجوع به همسران مرد و همسران زن آنان بطور کلی تحقیقاتی بعمل آمده است.
تحقیق محدود و منحصر ” فرارو ” و ” بولتن ” در سال ۱۹۸۳ اشاره می کند به اینکه تاثیر محکومیت زندان بر همسران زندانیان بطور کلی شدید تر و حادتر از تاثیر بر والدین آنان می باشد، اگرچه بر اساس نظریه ” مک درموت ” و ” کینگ ” در سال ۱۹۹۲ والدین و دیگر اعضاء خانواده زندانیان همچنین می توانند متحمل مشکلات روانی و عملی گردند .
مطالعه و بررسی بسیار جامعی درمورد همسران زن زندانیان توسط ” پالین موریس ” که در سال ۱۹۶۵ از تعداد ۸۲۵ نفر زندانی مرد و ۴۶۹ نفر از زنان آنها در انگلستان مصاحبه بعمل آورده انجام شده است .
” موریس ” چنین دریافت که محکومیت زندان یکی از والدین بطور کلی بعنوان یک بحران از هم پاشیدگی خانواده می باشد تا یک بحران تضعیف روحیه ناشی از لکه ننگ یا شرمساری.
لکه ننگ محکومیت زندان تقریبا بطور انحصاری توسط همسران زن که شوهرانشان برای اولین بار به زندان محکوم شدند، صرفا در مراحل اولیه جدائی شان مورد تجربه قرار گرفته است.
درمیان رایج ترین معضلات گزارش شده، ۶۳% همسران زن اظهار نمودند که آنها تباهی و وخیم تر شدن اوضاع را در وضعیت مالی، ۸۱% تباهی در کارشان، ۴۶% تباهی در گرایش برای ازدواج، ۶۳% زوال در فعالیت اجتماعی، ۶۰% تباهی در روابط با خویشاوندان سببی و ۵۷% وخیم تر شدن اوضاع را در روابط با دوستان و همسایگان خود تجربه نموده اند.
پس از تحقیق اولیه ” موریس ” ، تحقیقات دیگری درخصوص والدین زندانیان و همسران زن آنها بطور چشمگیر ریشه های مشابهی را در سراسر انگلستان ، آمریکا، ایرلند و استرالیا بدست آورد .
بر اساس تحقیقات ” اندرسن” در سال ۱۹۶۶ و ” فرور” در سال ۱۹۸۳، مطالعات مستمرا نشان می دهند که فقدان درآمد یکی از مشکل ترین معضلاتی است که همسران زندانیان مرد با آن دست بگریبان می باشند
یک محقق بنام ” شارپ” دریافت که محکومیت مادران نیز کاهش موثری را در درآمد خانواده باعث می شود
عدم درآمد با هزینه های اضافه بمنظور انجام ملاقاتها (هزینه هایی که صرف ملاقات ها می شوند)، نامه نگاریها، مکالمات تلفنی، (مخصوصا اگر زندانیان در آمریکا مکالمه تلفنی داشته باشند که در این نوع مکالمه هزینه آن بعهده فرد دریافت کننده مکالمه می باشد) و ارسال وجه به وابستگان و اقوام زندانیان در هم آمیخته است و هزینه های هنگفتی ببار می آورد بطوریکه چیزهایی دیگری که با پولتان می توانید انجام بدهید از شما سلب می شود .
زندانی بایستی در جستجوی رفاه برای خود و فرزندانش باشد زیرا او تنها منبع درآمد برای آنها تلقی می گردد .
محکومیت زندان یکی از والدین همچنین می تواند باعث نقل مکان از منزل، طلاق و مشکلات روابط و معضلات بهداشت و سلامت گردد .
در سال ۱۹۹۲ محققینی بنامهای ” پیرت ” و ” اسکوایث ” چنین دریافتند که همسرانی که دارای فرزند هستند با معضل ” وظایف والدینی ” (وظایفی که والدین عهده دارند) در یک زمان خاص آسیب پذیر مواجه می شوند .
علاوه بر اینکه آنها بایستی با مشکلات خود دست و پنجه نرم کنند، از همسران انتظار می رود که از زندانیان حمایت نموده و کودکان را تحت مراقبت قرار دهند و چنانچه پدر یا مادر در زندان باشد مسئولیت این کار برای آنها بسیار حاد خواهد بود .
همسران با مشکلات دیگری که با واقعیت محکومیت زندان بیشتر ارتباط دارد مواجه هستند .
همسران زندانیان بعلت فقدان اطلاعات درمورد محکومیت زندان، نحوه ملاقات و تماس با زندانیان شان قطعا متحمل رنج می شوند.
در سال ۱۹۸۲ فردی بنام ” هاونسلاو ” چنین پنداشت که حفظ و برقراری ارتباط و تماس با زندانی می تواند مشکلاتی را از قبیل صف های طولانی و شلوغ برای ثبت نام جهت انجام ملاقات، ساعات نامناسب ملاقات، کمبود وسائط حمل و نقل، هزینه و مسافتی که بایستی طی شود بهمراه داشته باشد.
” پیرت ” و ” اسکوایث ” پس از انجام تحقیقات در سال ۱۹۹۲ دریافتند که با تشدید شدن این مشکلات، زندانها نمی توانند بعنوان یک محیط دوستانه خانوادگی برای ملاقات تلقی شوند.
آنها نیز به این نتیجه رسیدند که امکانات ضعیف ملاقات و گرایشات خصمانه پرسنل زندان می تواند عذر و بهانه ای برای خانواده ها از انجام ملاقات باشد بویژه برای آندسته از کسانیکه دارای فرزند هستند .
اگرچه خانواده های زندانیان غالبا استرس های مشابهی را تجربه کرده اند، این درک و استنباط وجود دارد که خانواده ها و همسران زندانیان از یک گروه همجنس نیستند .
حتی در زمینه های کیفری و فرهنگی، محیط زندان بر اعضاء خانواده تاثیر می گذارد و احتمال دارد بر اساس روابط قبلی، انواع جرائم، سیستم های حمایتی اجتماعی و دیگر عوامل وابسته به آمارگیری نفوس اجتماعی تفاوت داشته باشد .
در سال ۱۹۹۴ محققی بنام ” لایت ” دریافت که خانواده های زندانیان سیاه پوست بیشتر متحمل ضرر و زیان ناشی از سیستم کیفری حاکم در انگلستان می شوند .
شخصی بنام ” ریچاردز” و همکارانش در سال ۱۹۹۵ به این نتیجه رسیدند که خانواده های زندانیان اتباع بیگانه در زندانهای بریتانیا با مشکلات خاصی مواجه هستند .
ما بایستی مشخص کنیم که چگونه تاثیرات زندان بر خانواده های آنان و همچنین بین افراد در آینده متغیر است .
” مک دورمت ” و ” کینگ ” در سال ۱۹۹۲ تجربه آسیب زای بازداشت، بلاتکلیفی و ابهام بارز در طول زمان بازداشت و محاکمه و تجربه متمایزی که خانواده ها در دوران مختلف محکومیت با آن مواجه هستند تمیز و تشخیص دادند .
با این وجود مقدار نسبتا کمی اطلاعات درباره تاثیرات محکومیت زندان بر خانواده های زندانیان پس از ترخیص آنها از زندان وجود دارد .
بویژه اطلاعات کمی درخصوص تاثیرات زندان بر همسران آنها در زمانیکه از زندان آزاد می شوند مشاهده می شود .
در سال ۱۹۹۵ ” نوبل ” به این نتیجه رسید که همسران زندانیان غالبا درمورد سازگاری خود با زمان ترخیص و بازگشت زندانیان شان به محیط منزل احساس نگرانی می کنند و مطالعات درمورد زندانیان چنین اشاره می کند که واقعیت تجدید دیدار و بهم پیوستگی مجدد می تواند مشکلات عمیقی را برای زندانیان و خانواده های آنان بهمراه داشته باشد.
بطور خلاصه، بیان علتهای کیفی بار مسئولیت های مالی ، روانی ، آسیب های روحی و معضلات کاربردی را که می توانند بر سر راه بستگان محکومین به زندان قرار بگیرند و باعث پدیدار شدن مشکلاتی باشند بطور جامع مطرح ساخته است .
با این وجود، معیارهای معتبر و موثق در مطالعات بر روی خانواده های زندانیان وجود ندارد و این امر گره گشایی علل و تاثیرات قید شده را با مشکل مواجه می سازد .
تاثیرات محکومیت زندان بر کودکان زندانیان
بر اساس نظریه ” شاو ” در سال ۱۹۸۷ کودکان زندانیان بعنوان اطفال یتیم عدالت و بر اساس نظریه سال ۱۹۸۳ ” ماتیوز ” بعنوان قربانیان فراموش شده جرم و افراد مورد مسامحه قرار گرفته توسط سیستم کیفرشناسی تلقی شده اند .
کودکان زندانیان متحمل یک سری مشکلات ناشی از محکومیت زندان والدین خود می شوند که از جمله می توان به معضلاتی از جمله افسردگی، فزونکاوی، رفتارهای پرخاشگرانه، معضلات خواب، مشکلات تغذیه، فرار، وقت گذرانی و پرسه زنی (مدرسه گریزی) و کسب نمرات تحصیلی ضعیف اشاره نمود .
مشترکا ذکر می شود که تا میزان ۳۰% کودکان زندانیان در مقایسه با ۱۰% کل عموم مردم از مشکلات سلامت روان (بهداشت روانی) رنج می برند.
با این وجود، بنظر می رسد که شواهدی درخصوص حمایت از این ادعا وجود نداشته باشد .
در تحقیقات بعمل آمده توسط ” موریس ” در سال ۱۹۶۵، ۴۹% همسران زن از بدو محکومیت شوهران خود به زندان تغییر و تحولات مغایر و ناسازگاری را در رفتار کودکانشان مشاهده و گزارش کرده اند .
این قبیل تحقیقات و مطالعات چنین اشاره می کنند که محکومیت زندان والدین یک عامل خطربرای مشکلات سلامت روان در میان کودکان است .
با این وجود، مبنی بر تعیین افزایش واقعی در خطر برای معضلات بهداشت روان که با محکومیت زندان والدین عجین می باشد ما نیازمند مطالعات همراه با نمونه هایی که بخوبی معیارها را معتبر و قانونی می سازد و همچنین اطلاعات جامع و مقتضی هستیم .
یک سوآل مهم درمورد محکومیت این است که آیا محکومیت زندان والدین باعث رفتار ضد اجتماعی و جرم در نسل آینده می شود .
شواهد داستان گونه اشاره می کند که کودکان در برابر محکومیت والدین خود در معرض خطر واکنش های ضد اجتماعی قرار دارند .
در تحقیق و مطالعه ” موریس ” در سال ۱۹۶۵ پلیس مشاهده نمود که یک پسربچه به قفل یک اتومبیل ناخنک زده که پس از دستگیری اظهار نمود که قصدش ملحق شدن به پدرش در زندان بوده است .
مکررا بیان شده است که کودکان زندانیان احتمالا بیش از شش برابر از هم سن و سالهایشان خود را در معرض محکومیت به زندان می دانند .
با این وجود، بنظر می رسد که شواهد و قرائن مستندی برای حمایت از این ادعا وجود نداشته باشد .
صرفا یک تحقیق با اشاره به آینده زندگی جنائی، کودکانی را که والدین شان محکوم به زندان می باشند مورد بررسی قرار داده است .
محققینی بنامهای ” موری ” و ” فارینگتن ” چنین دریافتند که در مقایسه با ۲۵% از پسران ساکن در شهر لندن که بدلایل گوناگون از والدین خود جدا شدند، ۴۸% از آنها بین زمان تولد و سن ۱۰ سالگی بعلت محکومیت والدین شان به زندان بطور مجزا زندگی می کنند و همانند یک بزرگسال بدلیل ارتکاب جرم محکوم گردیده اند.
بهر حال این گونه نتایج بویژه برای دختران و در دیگر زمینه های اجتماعی مستلزم پاسخگویی می باشند .
فرض و گمان اینکه محکومیت زندان والدین باعث مشکلات روحی روانی برای کودکان می گردد قبلا در مطبوعات مورد پیش بینی قرار گرفته است .
اگرچه واکنش مغایر و مخالف کودکان ناشی از محکومیت زندان والدین آنها فرضیه ای معقول و منطقی تلقی می شود، مطالعات و بررسی ها فاقد مهارت های روش شناسی جهت تشخیص و تمیز دادن تاثیرات محکومیت زندان والدین از تاثیرات ناشی از دیگر نفوذ ها بر کودکان می باشند .
تعیین اینکه کدام فاکتورها و عوامل عاقبت و سرانجام کودکان زندانیان را رقم خواهد زد جهت رشد و توسعه موثرترین راه حل برای مشکلات آنها امری بس حساس و حیاتی تلقی می گردد.
چهار نوع عامل وجود دارد که بایستی در نمونه و الگوی محکومیت زندان والدین و سازگاری کودکان آنان گنجانیده شود که این عوامل عبارتند از :
انتخاب، تاثیرات قبل از محکومیت، وساطت مستقیم، تعدیل سازی تاثیرات ضمن محکومیت
انتخاب، تاثیرات تعدیل سازی و وساطت چه هستند ؟
انتخاب یا همان گزینش، وساطت و تعدیل سازی تاثیرات زمانی بروز می یابد که متغیرهای خارجی رابطه بین یک متغیر تشریحی (در این مورد محکومیت زندان والدین) و یک نتیجه و پی آمد متغیر (در این مورد سازگاری کودک) را تحت نفوذ قرار دهد .
یک گزینش تاثیرات زمانی اتفاق می افتد که یک تقدم وجود خارجی با متغیر توصیفی در آمیخته شده و باعث بوجود آمدن متغیر نتیجه گردد .
گزینش تاثیرات باعث کاهش یا حذف پیوستگی بین متغیر توصیفی و متغیر حاصل و نتیجه می شود.
بعبارت دیگر، گزینش تاثیرات باعث پریشان نمودن تاثیرات می شود که می تواند پیوستگی مجددی را فی ما بین یک متغیر توصیفی و متغیر بازدهی ساختگی به ارمغان بیاورد .
برای مثال، اگر رفتار ضد اجتماعی والدین با محکومیت زندان بهم پیوسته باشد و همچنین موجب کژسازگاری و عدم تطبیق شود، آنگاه رفتار ضد اجتماعی والدین از یک گزینش تاثیر برخوردار می شود که راه رابطه بین محکومیت زندان والدین و کژسازگاری کودکان را توصیف خواهد نمود.
یک واسطه بیانگر مکانیزم تولیدی و نسلی است که از طریق آن متغیر کانونی مستقل می تواند بر منافع متغیر وابسته تاثیر بگذارد .
بعبارت دیگر، یک واسطه بیان کننده یک مکانیزم اتفاقی مداخله کننده بین متغیر توصیفی و متغیر نتیجه می باشد .
برای مثال چنانچه محکومیت زندان والدین از طریق فقدان درآمد خانواده بر سازگاری کودکان تاثیر مستقیم داشته باشد، آنگاه درآمد خانواده یک واسطه در رابطه بین محکومیت زندان والدین و سازگاری کودکان محسوب خواهد شد .
یک تعدیل کننده متغیری است که کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد و یا رابطه بین یک متغیر مستقل یا پیشگو کننده و یک معیار متغیر و وابسته را گسترش می دهد .
بعبارت دیگر، یک تعدیل کننده تاثیرات یک متغیر توصیفی را بر متغیر درآمد تغییر می دهد.
برای مثال، اگر تاثیر محکومیت زندان والدین به کودکان بستگی داشته باشد اینکه آیا کودک پسر یا دختر باشد، آنموقع جنسیت کودک یک واسطه رابطه بین محکومیت زندان والدین و سازگاری کودک تلقی می گردد
تاثیرات گزینش قبل از محکومیت زندان
هنگامیکه اختلافات زودرس بین کودکان زندانیان و هم سن و سالان شان درخصوص تفاوت بین عواقب آنان بروز می یابد تاثیرات گزینش پدیدار می شوند .
تاثیرات گزینش احتمالا وجود دارند زیرا محکومیت زندان والدین بطور اتفاقی در میان عموم مردم رخ نمی دهد.
بر اساس نظریه های ” داد ” و ” هانتر ” در سال ۱۹۹۲ و ” سینگل تون ” در سال ۱۹۹۸، در مقایسه با جمعیت عموم، زندانیان احتمالا بیشتر در معرض بیکاری و عدم اشتغال قرار گرفته اند که این افراد از طبقه بسیار پایین جامعه بوده و دارای معضلات مضاعف سلامت روان و مشکلات زناشویی بوده و نیز دارای تجربیات مختص خود برای سوء استفاده و مسامحه هستند.
بر اساس نظریه پردازی های ” جانسون ” و ” والدفوگل ” در سال ۲۰۰۴، بسیاری از این قبیل مشکلات و معضلات دیگری که با محکومیت والدین عجین و درهم آمیخته هستند عوامل خطرناکی برای معضلات سلامت روان در کودکان محسوب می شوند.
درخصوص فقدان قابل توجه در نوشتجات و مطبوعات می توان به بررسی و رسیدگی به تاثیرات مجرمیت والدین در کودکان زندانیان اشاره نمود.
بواسط تعریف، زندانیان بایستی حداقل از یک محکومیت جنائی برخوردار باشند. ( باستثناء آندسته از کسانیکه در بازداشت بسر می برند )
براساس ” فارینگتن ” در سال ۱۹۹۶ که درخصوص محکومیت های جنائی والدین نظریه پردازی نموده ” صرفنظر از احکامی که صادر می شوند، محکومیت های جنائی والدین بعنوان یک پیش بینی کننده بسیار قوی و مستقل درمورد خود رفتار جنائی و ضد اجتماعی کودکان که در آینده گریبانگیر کودکانشان می گردد تلقی خواهند شد.”
امکان دارد که پیوند بین محکومیت زندان والدین و رفتار بزهکارانه و ضد اجتماعی خود کودکان عمدتا توسط محکومیت های جنائی والدین مورد توضیح قرار گرفته شود.
چنانچه این همان مورد باشد، محکومیت های جنائی والدین ممکن است از یک گزینش تاثیر درمورد رابطه بین محکومیت زندان والدین و سازگاری کودکان برخوردار گردد.
همچنین اشاره شده است که احتمالا کودکان زندانیان در معرض خطر ژنتیکی (خطر پیدایشی) رفتار ضد اجتماعی و اختلالات روانی قرار بگیرند، حتی قبل از اینکه والدین شان به زندان محکوم شوند.
عطف به مطالعات گذشته درمورد کودکان زندانیان، فردی بنام ” کرو ” در سال ۱۹۷۴ چنین دریافت که کودکان سازگار که در بدو تولد مادرانشان در زندان بودند احتمالا بیشتر از دیگر کودکان سازگاری بودند که مادرانشان بازداشت و محکوم به زندان شدند و دارای پرونده روانپزشکی در سن ۲۵ سالگی بودند.
اگر فرضیه های گزینش صحت داشتند، تجزیه و تحلیل عواقب کودکان با استفاده از کنترل های تطبیق یافته، می توانست رابطه بین محکومیت زندان والدین و کژسازگاری کودک را کاهش داد.
فردی بنام ” استانتن ” در سال ۱۹۸۰ مقایسه ای را بین کودکان مادران محبوس و کودکانی که مادرانشان تحت مجازات تعلیقی قرار داشتند بمنظور تلاشی جهت کنترل بعضی از عوامل زودرس انجام داد.
تعداد کودکان مادران زندانی معذلک از سطح تحصیلات کمتری در مقایسه با کودکانی که مادرانشان تحت مجازات تعلیقی قرار دارند برخوردار می باشند.
با این وجود، مادران محبوس در زندان و مادران تحت مجازات تعلیقی از نظر محکومیت های جنائی قبلی، اشتغال و سابقه تحصیلی متفاوت بود که این می توانست نتایج تحقیق را بغرنج و پیچیده کند.
” موری ” و ” فارینگتن ” در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که پیوند فی ما بین محکومیت زندان والدین و کژسازگاری کودک کاهش یافته اما بواسطه کنترل محکومیت های والدین و دیگر بحرانهای فلاکت بار و رقت انگیز دوران طفولیت حذف و از بین نرفته است.
” موری ” و فارینگتن ” اظهار داشتند که بطور خلاصه، اگرچه عوامل زودرس عجین شده با محکومیت زندان والدین عوامل خطرناکی برای کژسازگاری کودک محسوب می شوند، ما نیازمند شواهد و قرائن بیشتری درمورد اینکه تا چه میزان آنها توصیف کننده رابطه بین محکومیت زندان والدین و کژسازگاری کودک می باشند هستیم.
تاثیرات مستقیم زندان
نوشته یک مادر بی نام و نشان :
کودک شش ساله من نمی توانست بخوابد . او واقعا یک کشتی شکسته بود.
پس از مدتی، من مشکل را پیدا کردم که چه بود، کودکم به پدرش آموخت که می بایستی با نان و آب زندگی کرد.
اکثر تحقیقات بر تاثیر مستقیم محکومیت زندان بر کودکان تاکید می ورزند.
سه نوع ویژگی اصلی درمورد محکومیت زندان وجود دارند که می توانند مستقیما موجب مشکلات روانی اجتماعی برای کودکان بشوند.
ویژگی نخست، وجود تجربه جدائی و ضرر و زیان تحمل آن می باشد.
محققی بنام ” بولبی ” در سال ۱۹۷۳ به این مهم دست یافت که فرضیه پیوستگی چنین پیش بینی می کند که تخریب و از بین رفتن اتصال بین کودک و یکی از والدین می تواند از طریق جدائی باعث بروز مشکلات روانی اجتماعی برای کودکان بشود.
محققین دیگری بنام ” هانس لاو ” در سال ۱۹۸۲ و ” ریچارد ” در سال ۱۹۹۲ تاکید نمودند که محکومیت زندان والدین همچنین می تواند بعنوان یک رهاسازی و یا ترک انفاق تلقی گردد که ممکن است تنگدستی را برای کودکان ایجاد نماید.
فردی بنام ” گابل ” در سال ۲۰۰۳ به این نتیجه رسید که بهرحال، شواهد و قرائن موجود درمورد تاثیرات جدائی کودکان زندانیان و نیز تاثیرات ناشی از دیگر اشکال عدم حضور والدین بر کودکان، اشاره می کند به اینکه جدائی بخودی خود احتمالا نمی تواند برجسته ترین وی‍‍ژگی توصیف کننده عواقب کودکان می باشد.
ویژگی دوم، چنانچه کودکان با مجرمیت والدین شان تعیین هویت شوند و از رفتار والدین خود تقلید نمایند، محکومیت زندان پدر یا مادر ممکن است باعث رفتار ضد اجتماعی در میان کودکان بشود.
در تحقیق ” ساکس ” در سال ۱۹۷۷، مطالعه کلینیکی درمورد ۸ نفر پسر که با پدرانشان در زندان بودند انجام شد که نشان داد بعضی از پسرها از جرائم پدران خود تقلید و پیروی نموده بودند.
ویژگی سوم، محکومیت والدین درمورد بلاتکلیفی و عدم قطعیت اینکه چگونه در طول محکومیت زندان با آنها رفتار می شود سر و کار دارد، کودکان ممکن است متحمل این ترس و وحشت بشوند که چه بر سر سعادت و رفاه والدین شان خواهد آمد.
دو فرضیه را می توان از فرض و تصور اینکه محرومیت زندان مستقیما باعث مشکلاتی برای کودکان خواهد شد استنباط نمود.
اولین فرضیه این است که یک نفر ممکن است تاثیر ناشی از احکام طویل المدت و محکومیت های مضاعف (چند محکومیتی) را که با وخیم ترین عواقب برای کودکان عجین می باشد پیش بینی کند.
دومین فرضیه این است که یک نفر ممکن است پیش بینی کند که تماس مثبت بین کودک و یکی از والدینش در طول محکومیت می تواند تاثیرات جدائی و بلاتکلیفی را برای کودکان تقلیل و کاهش دهد.
محققینی بنامهای ” براون ” در سال ۲۰۰۲، ” مک درموت ” و ” کینگ ” در سال ۱۹۹۲، ” پیرت ” و ” آسکوایث ” در سال ۱۹۹۲ دریافتند که با این وجود، انجام ملاقاتها می تواند دربرگیرنده ویژگی سخت ناشی از سفر طولانی (برای انجام ملاقات)، مراحل بازرسی زندان، فقدان تماس فیزیکی درطول ملاقاتها و مشکل ترک والدین در زمان اتمام ملاقاتها باشند.
لذا، امکان دارد که ملاقاتها بتوانند در واقع باعث بروز مشکلات بیشتری برای کودکان گردند.
با ارائه مطالب ذکر شده، در مورد موضوع اهمیت نظری به سیاست و رویه تماس بین زندانیان و اعضاء خانواده آنان بعدا در این فصل در بخش ” تماس کودکان زندانیان ” بطور جامع و مفصل بحث خواهد شد.
علی رغم یک نظریه کلی در مطبوعات به اینکه محکومیت والدین مستقیما بر کودکان تاثیر خواهد گذارد، فرضیه های کمی در خصوص این موضوع وجود داشته است.
ما همچنین با کمبود و فقدان آزمون های تجربی (تست های تجربی) مکفی درمورد اینکه آیا محکومیت والدین مستقیما بر کودکان مستقل از تاثیرات جرم، بازداشت، محکومیت والدین و دیگر عوامل خطرناک تاثیر می گذارد یا خیر مواجه هستیم.
تاثیرات وساطت گر زندان (تاثیراتی که بین زندان حالت میانجی گری دارند)
بر اساس نظریه های ” هاگان ” و ” دینوویتزر ” در سال ۱۹۹۹، راههایی که از طریق آنها محکومیت والدین می تواند کودکان را تحت تاثیر قرار بدهد بهمان میزان احتمالا با نفوذهای والدین بر بزهکاری متغیر می باشند.
وساطت گران بیانگر مکانیزم هایی هستند که بواسطه آنها محکومیت زندان والدین بطور غیرمستقیم بر کودکان تاثیر می گذارد.
زندان بر روابط فرد مراقبت کننده از زندانی، درآمد خانواده، ترتیبات مراقبت از کودکان، انتقال منزل یا مدرسه و رفاه و آسایش افراد مراقب تاثیر می گذارد.
بویژه سه نوع نفوذ احتمالا در تاثیرات محکومیت والدین بر کودکان وساطت می کند.
اولا، کودکان می توانند با تغییرات مضاعف مراقبتی در طول محکومیت زندان والدین شان مواجه شوند و خود افراد مراقب احتمالا اضطراب و تنگدستی احساسی و مشکلات عملی را تجربه کنند.( ” استن تن ” در سال ۱۹۸۰)
بنابراین، احتمال دارد مادامیکه والدین در محکومیت بسر می برند، بسیاری از کودکان با کاهش کیفیت با ثبات نقش والدین (نقش والدین در مراقبت از اطفالشان) مواجه شوند.
محققی بنام ” لاون اشتاین ” در سال ۱۹۸۶ چنین گزارش نمود که هنگامیکه یکی از والدین در محکومیت می باشد، منابع شخصی مادران و خانوادگی در واقع دارای تاثیر بیشتری از خود جدائی بر سازگاری کودکان می باشد. ( در اصل تاثیر محکومیت زندان بیشتر از تاثیر زمان جدائی والدین است)
دوما، توضیح ارائه شده به کودکان درخصوص عدم حضور والدین آنان احتمالا دخالت و وساطت تاثیرات محکومیت زندان می باشد.
دو مورد بررسی و مطالعه نشان می دهند که تقریبا به یک سوم از کودکان درخصوص محل تقریبی محکومیت پدرانشان دروغ گفته اند، به یک سوم سخنان بیهوده و به یک سوم هم کلیه موارد صحیح را متذکر شده اند.
آقای ” ریچاردز ” در سال ۱۹۹۴ دریافت که در کمتر از نیمی از خانواده های زندانیان تمام کودکان درباره محکومیت پدران و یا مادران خود می دانستند.
بر اساس اظهار نظر مرکز پژوهش اجتماعی و آموزشی در سال ۲۰۰۲، افراد مراقب غالبا به کودکان می گویند که یکی از والدین آنها در بیمارستان بستری می باشد و یا در ارتش و نیروی دریایی خدمت می کند و یا جهت سعی در محافظت از خودشان کارهای دیگری را انجام می دهند.
بااین وجود، محققین و گروههای حمایت کننده خانواده های زندانیان مشترکا درمورد اینکه کودکان بهتر است بجای فریب خوردگی یا پریشان شدن حقیقت را درباره محکومیت زندان والدین خود بدانند بحث و تبادل نظر می کنند.
سوما، محکومیت والدین می تواند کودکان را بسوی تجربه لکه ننگ محکومیت و آزار و اذیت شدن سوق دهد که این امر ممکن است تاثیرات زندان بر کودکان را فراهم نماید.
یک معضل برای پژوهش و کنکاش این است که خانواده ها لکه ننگ محکومیت را تجربه می کنند و نیز بیشتر مورد آزار و اذیت قرار می گیرند.
علاوه براین، محکومیت والدین ممکن است هیچ گونه برچسب رسمی بر کودکان وارد نکند و آنها را وادار سازد که بمنظور جرائم شان تحت تعقیب قرار بگیرند.
تاثیرات غیرمستقیم زندان ممکن است به همان میزان تاثیرات مستقیم بر روی کودکان زندانیان حائز اهمیت باشد و بطور چشمگیری بایستی کنکاش ها و توجهات بیشتری به آن معطوف نمود.

تاثیرات تعدیل کننده (افراد میانجی گر)
بدیهی است که واکنش های کودک بطور چشمگیری از نظر سنی، سفسطه و اغوا و رابطه قبلی با والدینش متفاوت است.
بفرض اینکه محکومیت والدین موجب کژسازگاری نمی شود، عواملی که با این تاثیر واکنش نشان می دهند بعنوان تعدیل کننده نامیده می شوند.
افراد میانجی گر می توانند درک کنند که چرا بعضی از کودکان زندانیان بیشتر از بقیه حالت بیطرفانه دارند.
طبق نظریه ” جانستون ” در سال ۱۹۹۵، برای نمونه، احتمال دارد که کودکان بطور متفاوت تری نسبت به محکومیت زندان والدین خود در یک سطوح متفاوتی واکنش نشان بدهند.
” ساک ” در سال ۱۹۷۷ اشاره نمود که پسران در سن ۶ الی ۱۲ سالگی افرادی هستند که احتمالا بیشتر در واکنش نسبت به محکومیت زندان والدین خود تهاجم گر و پرخاشگر می شوند.
همانند سن و جنسیت، عوامل فردی که ممکن است واکنش های کودکان را تعدیل سازد، می توان به تجربیات گذشته از محکومیت والدین، نژاد، ضریب هوشی، خلق و خوی و کنترل روانی اجتماعی اشاره نمود.
بااین وجود، دیگر شواهد داستان گونه بیشتری درمورد تعدیل سازی تاثیرات ویژگی های فردی درمورد واکنش های کودکان نسبت به محکومیت والدین شان وجود ندارد.
روابط فی ما بین کودک و والدین و اقدامات و عملکردهای مراقبتی قبل از محکومیت به زندان احتمالا برای تعدیل نفوذها بر واکنش های کودکان حائز اهمیت است.
فردی ممکن است چنین پیش بینی کند که اگر کودکان درگیری مثبتی را با والدین خود قبل از محکومیت آنان تجربه کرده باشند، می توانند برعکس بیشتر متضرر شوند.
برعکس کودکانی که روابط توهین آمیزی را تجربه کرده اند ممکن است از محکومیت والدین خود منفعت کسب کنند.

” ریچاردز ” در سال ۱۹۹۴ در تحقیقش اشاره می کند که محکومیت زندان مادران حادتر از محکومیت زندان پدران برکودکان تاثیر می گذارد که احتمالا بعلت این است که پدران قبل از محکومیتشان غالبا کمتر از مادران امور مراقبت از کودکان خود را عهده دار بودند.
بر اساس تحقیق ” مومولا ” در سال ۲۰۰۰، قبل از ورود به زندان، در مقایسه با ۴۴% از پدران آمریکائی، ۴۶% از مادران محکوم به زندان با کودکان خود زندگی می کردند.
واکنش های کودکان نسبت به محکومیت ممکن است به سابقه سطوح حمایت اجتماعی، رفتار ضد اجتماعی والدین، نوع جرم ارتکابی توسط یکی از والدین و احتمالا سابقه همسایگی بستگی داشته و متفاوت باشد.
” شوآرتز ” فرض نمود که در همسایگی هایکه از نرخهای بالای محکومیت به زندان برخوردار هستند، کودکان می توانند بیشتر در موقعیت آزاد قرار بگیرند و کمتر احساس شرمندگی و لکه ننگ در رابطه با محکومیت والدین خود بکنند.
بااین وجود، لکه ننگ ممکن است در همسایگی هایی که دارای نرخ بالای محکومیت هستند بیشتر باشد و این بعلت این است که بسیاری از قربانیان جرم در این قبیل همسایگی ها زندگی می کنند.
تا کنون، ما با کمبود شواهد وقرائن مکفی درمورد تعدیل کنندگان تاثیرات زندان بر کودکان مواجه هستیم و بخشی از آن بعلت وجود مشکلات انجام مطالعات بلند مدت درمورد خانواده های زندانیان می باشد.
بطور خلاصه، مطالعات به تعداد علت های کژسازگاری در میان کودکان زندانیان حالت سندیت بخشیده است.

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*